تبلیغات بلای جان تبلیغات

علی اصغر لطفـی داستان تبلیغات تبلیغات بلای جان تبلیغات
داستان تبلیغات

داستان تبلیغات

تبلیغات بلای جان تبلیغات

ارسال شده توسط علی لطفی

چرا نباید تبلیغات دیجیتال انجام دهید؟

کسب و کارهای زیادی را می‌شناسم که فعالیت‌های تبلیغاتی آنها به جای ثروتمند کردن خودشان، دیگران را به نان و نوایی می‌رساند. به‌عنوان کسی که ۱۰ سال گذشته را پیوسته و ناپیوسته با تبلیغاتچی‌ها در ارتباط نزدیک بوده، با اطمینان می‌گویم که اگر مدیران در مورد روش و اصول تبلیغات کمی و فقط کمی مطالعه و مشاوره کنند، بیش از نیمی از شرکت‌های تبلیغاتی ورشکست می‌شوند. ست‌گادین در کتاب معروف «گاو بنفش» معتقد است «دیجیتال مارکتنیگ» و «بازاریابی اینترنتی» از دید برخی از فعالان تبلیغات، نه تنها مکمل بازاریابی سنتی نیست بلکه نقطه مقابل آن است! تبلیغات‌چی‌های سنتی تمام تلاششان را می‌کنند تا شما همچنان ، کاتالوگ و برشور چاپ، بیلبورد خیابانی بگیرید؛ تیزر بسازید و تبلیغ تلوزیونی سفارش دهید، شاید اگر اصرار داشته باشید و بودجه‌ای هم باقی ماند کمی تبلیغات اینترنتی پیشنهاد دهند.

دلایل این مقابله پرضد و نقیض ساده و مهم است. بازاریابی و تبلیغات آنلاین – بر خلاف الگوی سنتی خود – از همان ابتدای کار دقیقِ دقیق قابل ردگیری و ارزیابی است. یک بنر تبلیغاتی آنلاین کوچک دقیق به شما تعداد نمایش، تعداد کلیک و تعداد عضویت یا خرید را با آمار دقیق روز و ساعت نشان می‌دهد در صورتی که فلان بیلبورد میلیونی و فلان شبکه تلوزیونی هیچ آمار دقیقی به شما از تعداد بازدید یا مشتری جذب شده نمی‌تواند ارائه کند، این تنها تفاوت تبلیغات دیجیتال با تبلیغات سنتی نیست اما از مهم‌ترین دلایلی است که شرکت تبلیغاتی مشاور شما دوست ندارد شما بدانید، آمار بازخوردهای تبلیغات سنتی تماما نسبی و صرفا برای خالی نبودن عریضه است.

برندهای بزرگ کشوری یا جهانی به نسبت بودجه‌ای که در اختیار دارند با اعداد و ارقام میلیونی تبلیغات ساخته و رسانه اجاره می‌کنند، این یعنی منبع درآمد قابل توجه برای سازنده و صاحب رسانه، فلان برند موبایل که همزمان بیلبوردهای بزرگ شهری را اجاره می‌کند به نوعی فضای تبلیغات کسب و کارهای کوچک را محدود می‌کند اما نه با این هدف، وقتی فقط چند میلیون تومان بودجه تبلیغاتی دارید و اجازه می‌دهید مشاور تبلیغاتی شما را با پیشنهاد تبلیغات سنتی یعنی آنچه برندهای بزرگ انجام می‌دهند، وسوسه و مجابتان کند، شبیه کسی هستید که با یک اسکناس ۵ هزار تومانی وارد یک رستوران شیک گران‌قمیت شده تا مثل بقیه غذا بخورد.

به احتمال زیاد صندوق‌دار رستوران سوپرمارکت یا اغذیه فروش آنسوی خیابان را به شما نشان خواهد داد، چرا که با این مبلغ، آنجا خوراکی مناسب‌تری خواهید یافت مگر این که صاحب رستوران مدیر یک شرکت تبلیغاتی سنتی هم باشد، در این‌صورت گارسون او شما را ترغیب خواهد کرد که بروید و با ۵۰ هزارتومان مجددا به همین رستوران برگردید و همین‌جا غذا بخورید چون بسیاری از میزهای آن رستوران، مثل بیلبوردهایش خالی است!

نوشته شده توسط علی لطفی

https://alilotfi.ir

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مقالات تخصصی کسب و کار را در مجله آنلاین نت‌استارت بخوانید

نت‌استارت