وبلاگ

تولید محتوا اصفهان

داستان‌های بی‌ربط

چراغ روز

ارسال شده توسط علی لطفی

در کشور سوئد بیش از ۱۰ سال است استفاده از چراغ‌های مخصوص روز (DayLight)  برای حرکت خودروها الزامی است. کشورهای شمال اروپا به دلیل جو مه‌آلود و بارانی برای بهتر دیده شدن و کاهش تصادفاتی که به‌دلیل عمق دید رخ می‌دهد این قابلیت را به خودروهای خود افزودند. التبه در کشور ما به یک ویژگی لوکس برای ماشین‌های مدل بالا تبدیل شده‌ است. بگذریم که هنوز در گرگ و میش تنگ غروب، بسیاری با چراغ‌های خاموش حرکت می‌کنند، فقط به این دلیل که جناب راننده همچنان دید خوبی نسبت به بیرون دارد.

نمی‌دانم اولین کسی که چراغ را به خودرو وصل کرد چه کسی بود و در کجا، اما قطعا هدفی به غیر رانندگی در شب نداشته، چرا که در آن زمان عدم دید کافی راننده را برای جلوگیری از یک پیشامد کافی به نظر می‌رسید کما این که بسیاری هنوز هم با همین تفکر رانندگی و زندگی می‌کنند. به نظرم رانندگی به لحاظ تصمیماتی که در لحظه از ناخودآگاه گرفته می‌شود یکی از بهترنی معیارهای برای نقب زدن به عمق شخصیت افراد است.

نتایج داشتن چراغ روشن در روز در کاهش تصادفات خصوصا با عابران پیاده اینقدر تاثیرگذار هست که قابلیت چراخ روز (DayLight) به یکی از الزامات در ساخت و بکاربستن آن تبدیل شود. زندگی و کسب و کار هم می‌تواند از این قاعده ساده درس فراوانی بگیرد. کافیست تصور روشن و واضحی از اولویت‌ها، علایق، سمت‌سو و نگرش خود برای دیگران بسازید و همیشه چراغ آن را روشن نگه دارید. تصادفات منجر به تعارض به شکل قابل توجهی کاهش خواهد یافت.

 

بیشتر بخوانید
تولید محتوا

داستان‌های بی‌ربط

تلخِ خوب

ارسال شده توسط علی لطفی

کارگردان فیلم «ابد و یک روز» در زمان ساخت فیلم فقط بیست و شش سال داشت،.یکی از منتقدان نوشته بود: «سعید روستایی» آدم را می‌ترساند! این فیلمساز جوان در در اولین تجربه رسمی فیلم‌سازی‌اش ۹ سیمرغ بلورین سی‌وچهارمین جشنواره فجر را گرفت، نمی‌دانم جشنوار فیلم فجر دقیقا چند سیمرغ دارد که اولین اثر یک فیلم‌ساز تازه‌‌کار ۹ تای آن را یکجا می‌برد.

اگر عاشق فیلم‌های داستان‌محورید، نوع روایت و کیفیت ساخت فیلم به‌احتساب سن و تجربه اولین کارگردانی‌اش، پای فیلم میخکوبتان می‌کند. واژه «ترس» آن منتقد به همین خاطر است، چون کلمه دیگری نداشته تا عمق برداشت و قدرت ارائه این کارگردان جوان از یک حقیقت تلخ را نشان دهد. تکه‌ای از گفتگوی فیلم:

« .. تو خونه‌ی ما هیچی تمومی نداره، از ظرف کثیف بگیر تا نیش‌های آدم‌ها به همدیگه.. اینجا هشت ساله شبها تصمیم می‌گیرند این زندگی را عوض کنند، صبح یادشون میره، اینجا کسی عوض بشو نیست.. اینجا همه چی ادامه داره.. هر یه جمله آدمها به همدیگه یه داستان پشتش داره.. »

فیلم سال ۱۳۹۴ ساخته و اکران شده، کاش «ابد و یک روز» را در سینما دیده بودم. ممکن است تصور کنید این دقت در جزئیات و ارائه‌ی دقیق، صرفا مهارت سینمایی است. به نظرم اینطور نیست، شاید هم کارگردان خودش از نزدیک شاهد چنین معضلی بوده؛ شاید. هزاران نفر و صدها خانواده گرفتار اعتیادند، میلیون‌ها نفر هم در تماشای این گرفتاری. بعید می‌دانم بدون ارتباط نزدیک با یک موضوع ، بتوان تنها با روایت یک داستان؛ بر دیگران چنینی تاثیر شدید احساسی گذاشت.

 

بیشتر بخوانید
علی لطفی

داستان‌های بی‌ربط

عکس برقی

ارسال شده توسط علی لطفی

حدود ۲۰ سال پیش روی شیشه عکاس‌خانه‌ها می‌نوشتند «عکس برقی در کمتر از یک ساعت» آن موقع چاپ یک سری عکس پرسنلی دست‌کم دو روز طول می‌کشید، بعضی از عکاسی‌ها عکس یک ساعته تحویل می‌دادند اسمش «عکس برقی» بود. هیچ وقت نفهمیدم و نپرسیدم که چرا به این عکسها می‌گفتند برقی، فقط می‌دانم کیفیت آنها خیلی پائین‌تر از عکسهایی بود که سه روزه آماده می‌شد.

تازگی‌ها بعضی از سایت‌ها بالای مطلب خود یک عنوان کوچک اضافه کرده‌اند که زمان مطالعه را یادآوری می‌کند! مثل «زمان مطالعه این مطلب ۵ دقیقه» ناخودآگاه یا عکس برقی روی شیشه عکاسخانه‌های قدیمی افتادم با این تفاوت که عکاس‌باشی زمان تهیه عکس را از سمت خودش پیش‌بینی کرده بود نه مشتری.

همان موقع که عکس برقی وجود داشت زیاد پای منبر واعظان موفقیت و کاسبان انگیزش می‌نشستم، در آش شله‌قلمکار  آنها «تندخوانی» هم بود، می‌گفتند که زمان مطالعه هر صفحه یا بخش را از قبل تعیین کنید، بگوید این صفحه را در کمتر از ۲ دقیقه می‌خوانم و بخوانید. التبه که من به این توصیه و سایر توصیه‌های گهربار آنها هیچ‌وقت عمل نکردم.

ظاهرا قرار است کامپیوتر و اینترنت همه چیز را سریعتر کند، ساندویچ کالباس هم حداقل ۲۵ دقیقه زودتر از جوجه‌کباب آماده می‌شود، چرا باید یک نویسنده یا ناشر (شما بخوانید وبلاگ‌نویس یا ‌وب‌سایت)  نگران این باشد که یک مطلب در چه مدت زمان خوانده می‌شود؟ ممکن است بزودی این التماس معنی‌دار را پشت جلد بعضی از کتاب‌ها هم ببینم: «زمان خواندن این کتاب فقط نیم ساعت است، خواهش می‌کنم بخرید!»

 

بیشتر بخوانید
زندگی

داستان کسب‌وکار

چرخ‌دستی

ارسال شده توسط علی لطفی

با پسرم «سپهر» به فروشگاه همیشگی‌ رفتیم برای خرید، چرخ دستی‌های کوچکی برای بچه‌ها آورده بودند، درست شبیه چرخ‌دستی‌هایی که بزرگترها با آن خرید می‌کنند. از وقتی توانست چرخ‌دستی‌های بزرگ را هول بدهد به من یا همسر اجازه نمیداد چرخ بیاوریم، باید خودش می‌آورد. به محض دیدن چرخ‌دستی‌های کوچک گفت: من برای خودم یکی برمی‌دارم! و همین کار را هم کرد.

میان قفسه‌های می‌گشت برای خودش چیز برمی‌داشت، دو سه تا بچه‌ی دیگر هم در فروشگاه به همین شکل در حال چرخیدن و لذت بردن از خرید بودند، واقعا که قیافه‌های شادشان از این استقلال باشکوه دیدنی بود و البته حرص خوردن والدینی که با امر و نهی‌های تقریبا بی‌فایده چرخ دستی‌های پر از چیپس و پفک و لواشک را دنبال می‌کردند. پسرم ۳/۵ ساله من کنجکاوانه با نگاهش قفسه‌های را جستجو می‌کرد، با خود گفتم: راستی که این روانشناسی فروش هم عجب دانش جذابی است.

 تصمیم گرفتم آزادش بگذارم که هرچه خواست  بردارد، بخش لوازم التحریر و قفسه اسباب‌بازی‌های فروشگاه نزدیک به هم بود. اول یک کتاب برداشت، کتاب «حسنی نگو یه دسته گل» بعد از قفسه اسباب‌بازی‌ها یک بسته باطری قلمی برداشت. گفت برای هواپیمایش  می‌خواهد. بعد هم دوتا ماژیک وایت‌برد. در ادامه خرید هم گفت آبمیوه می‌خواهد، به قفسه آب‌میوه‌ها رفتیم. خوشحال بودم که نتیجه رهانکردن فرزندم در دنیای هله‌هوله‌های خوراکی و اسباب‌بازی را می‌دیدیم. برای بچه‌ها کتاب بخوانید و نقاشی بکشید.

 

بیشتر بخوانید
اهرام مصر

داستان‌های بی‌ربط

مصر اهرام

ارسال شده توسط علی لطفی

جزئیات و تحقیقاتی که پیرامون نحوه ساخت اهرام مصر وجود دارد به شکل عجیبی چند صد برابر بیشتر از تحقیق پیرامون فلسفه یا چرایی ساخت این سازه‌های شگفت‌انگیز در طی چند قرن گذشته است. این فرضیه که اهرام به عنوان آرامگاه، صرفا یک کارکرد آئینی داشته امروزه زیر سوال رفته، مثل خیلی چیزهای دیگر.  فلسفه‌ی بوجود آمدن هر چیز از نحوه ساخت آن اهمیت بیشتر ی دارد، با این وجود، «چگونگی ساخت» از «فلسفه ساخت» جذاب‌تر به نظر می‌رسد. «چگونگی » را می‌توان سرشار از جزئیاتی کرد «چرایی» را به راحتی پنهان کند.

تمدن مصر باستان در کنار رود نیل شکل گرفت. این رود در فصل زمستان با افزایش بارندگی با طغیان شدید حوزه آبرفت وسیعی تشکیل می‌داد، تابستان با پس رفت آب، زمین‌‌های آب گرفته خشک شده به مرتعی حاصلخیز و مناسب برای کشاورزی تبدیل می‌شد. پس با توجه با طغیان رود نیل در پائیز و زمستان بخش زیادی از زمین‌های کشاورزی زیر آب رفته و عملا مردم مصر کاری برای انجام نداشتند. مصریان باستان بر خلاف مصریان امروز، کشاورزان و معماران و هنرمندان بسیار ماهری بوده‌اند.

فراعنه مصر با یک ساختاز و کار اجتماعی هدفمند جامعه مصر را در فصل زمستان و زمان طغیان نیل برای ساخت اهرام به خدمت می‌گرفتند. با افزایش حجم آب و وسعت رودخانه در زمستان، نیل به راحتی قابل کشتیرانی می‌شده و گفته می‌شود که قطعات بزرگ سنگ به کار رفته در اهرام به همین روش تهیه و حمل شده است. به این شکل مردم در زمستان علاوه بر این که ، نگرانی بابت تأمین غذا و امنیت نداشتند به کار پرجزئیات و مبهمی به اسم ساخت آرامگاه ابدی برای فرعون مشغول بودند.

فراعنه با استفاده از جزئیات بسیار پیچیده مهندسی و فنی برای ساخت اهرام، فلسفه اصلی یا چرایی ساخت اهرام مصر که جلوگیری از مهاجرت مردم در زمستان بوده است را به خوبی پنهان و مدیریت می‌کردند. این الگو علی‌رغم این که امروز در کشاورزی و اقامت تاثیر چندانی ندارد در تجارت و مدیریت همچنان به کار بسته می‌شود. سیاستمداران و مدیران زیادی امروزه با پنهان کردن فلسفه ساخت یک پروژه، اهداف موازی دیگری را دنبال می‌کنند که در نگاه اول قادر به کشف نیست.

بیشتر بخوانید

مقالات تخصصی کسب و کار را در مجله آنلاین نت‌استارت بخوانید

نت‌استارت